چیتای آسیایی به یوزپلنگ ایرانی نیز موسوم می باشد در سال 1389 یک یوزپلنگ ایرانی چهار ساله ماده در اثر تصادف جاده ای با کامیون در منطقه عباس آباد بیارجمند شاهرود در استان سمنان کشته شد. دو روز پس از تصادف جسد این حیوان کالبد گشایی شد و پنج عدد سستود از روده این حیوان بست آمد ولی در سایر ارگانهای این حیوان هیچ انگل دیگری مشاهده نگردید. نمونه سستود ها پس از فیکس شدن توسط کارمن اسید رنگ آمیزی و با کمک کلید تشخیصی سستودها مورد شناسایی قرا گرفتند که نمونه ها (Taenia acinonyxi) تشخیص داده شد که اولین گزارش این سستود در آسیا به شمار میرود که توسط اینجانب و همکاران صورت گرفته است.
هموپروتئوس کلمبه تک یاخته داخل سلولی ماکیان میباشد که گلبولهای هسته دار پرندگان را آلوده میسازد و ناقل آن شپش سودولنشیا میباشد. یکی از میزبانهای این تک یاخته کبوتر است که دارای فراوانی قابل توجهی در تمام نقاط کشورمان بخصوص در شمال کشور دارد. به همین دلیل هدف از این مطالعه بررسی فراوانی انگل هموپروتئوس کلمبه در 3 شهرستان لاهیجان ، بابل و فیروز کوه بوده است. بدین منظور120 کبوتراز 3 شهرستان نامبرده از هر کدام 40 عدد تهبه شد بدین ترتیب که پس از خونگیری ازورید بال گسترش تهیه شد وبا متانل فیکس و با گیمسا رنگ آمیزی شدند و سپس توسط میکروسکوپ نوری نمونه ها به دقت مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این مطالعه نشان داد 5/12درصد( 5)نمونه، 5/22 درصد( 9 )نمونه و55درصد( 22) نمونه بترتیب آلودگی در فیروز کوه لاهیجان و بابل بود. که درکل 30 درصد ( 36 )کبوترها آلوده بودند و 5/2 درصد ( 3) کبوتر دارای ناقل بودند. بنابر این بعلت شرایط و اقلیم مناسب برای پرندگان در شمال کشور انجام مطالعات و بررسیهای بیشتر امری ضروری بنظر میرسد.
ترماتودهاي كبدي مثل فاسيولا و ديكروسليوم از شايعترين عوامل آلودگي سيستم كبدي-صفراوي بسياري از علفخواران محسوب ميشوند. اين انگلها نه تنها از نظر ايجاد خسارت در صنعت دامپروري حائز اهميت ميباشند بلكه به عنوان يكي از بيماريهاي مشترك انگلي بين انسان و دام ميتوانند مخاطرات بهداشتي را در پي داشته باشند. پژوهش حاضر بطور مقطعي و به منظور بررسي ميزان آلودگي گوسفندان ذبح شده به ترماتودهاي كبدي در كشتارگاههاي استان مازندران در سالهاي 88 و 87 صورت گرفت. در اين بررسي كبد 6990 رأس گوسفند به دقت از نظر ترماتودهاي كبدي مورد بررسي قرار گرفت. شيوع آلودگي فاسيولا در گوسفند 5/16% و شيوع آلودگي ديكروسليوم 2/38% درصد بود. همچنين هيچ ارتباط معنيداري بين جنسيت دامها و ميزان آلودگي وجود نداشت. (P>0.05). با توجه به شيوع قابل توجه اين انگلها در دامهاي كشتارگاهي استان مازندران و زيانهاي اقتصادي ناشي از معدوم كردن دامهاي آلوده و همچنين پيشگيري از انتقال عفونت به انسان، لزوم كنترل بيماري در منطقه از اهميت زيادي برخوردار است.
انگل ها يكي از مهمترين عوامل ايجاد كننده بيماريهاي عفوني در انسان وحيوانات اهلي مي باشند و از لحاظ بهداشتي ، پزشكي و اقتصادي داراي اهميت هستند . با توجه به وجود اثرات محافظتي و مصونيتي متقابل (Cross reaction) بين گونه هاي انگلي ، مي توان از آنتي ژنهاي بدست آمده از يك انگل در جلوگيري از ابتلا به يك انگل ديگر كمك جست . ضمن آنكه با استفاده از ادجوانت اين اثر را تشديد و تداوم بخشيد.در اين بررسي تعداد 40 رت كه از نظر سن وجنس يكسان بودند پس از اطمينان ازعدم وجود عفونت انگلي انتخاب شدند و به 2 گروه اصلي و هر كدام به 4 زيرگروه تقسيم شدند در هر يك از زيرگروهها به ترتيب از آنتي ژنهاي مايع ، پروتوا سكولكس و ديواره ودر زير گروههاي ديگر هم از اين مواد آنتي ژنيك بهمراه ادجوانت استفاه شد . براي هر دو گروه نيز گروه شاهد در نظر گرفته شد . مصون سازي بصورت تزريقات متوالي انجام شد رت هاي مورد مطالعه يك هفته پس از تجويز تركيبات آنتي ژنيك مورد عمل آلوده سازي با تخم H.nana از طريق دهان قرار گرفتند . پس از مشاهده تخم H.nana در مدفوع رتهاي گروه شاهد كليه رتها بيهوش و خونگيري از آنها انجام شد . و آزمايشات مختلف بيوشيمايي بر روي سرم رتها و آزمايشات انگل شناسي و ايمونولوژي برروي نمونه هاي مدفوع آنها صورت گرفت . اندازه گيري پروتئين هاي متفاوت سرم به ويژه گاماگلبولين نشان دهنده اين بود كه ديواره كيست هيداتيد از جنبه قدرت آنتي ژنيك قويترين پاسخ را نسبتش به 2 جزء ديگر دارا است و مايع كيست هيداتيد ضعيف ترين پاسخ را نسبت به 2 جزء ديگر از خود نشان مي داد . بررسي مدفوع رتهاي گروه شاهد ودفع تخم در آنها نشان دهنده آلودگي در اين گروه مي باشد.رتهاي مصونيت يافته با اجزاء متفاوت كيست هيداتيد هيچگونه دفع تخمي را نشان ندادند نتايج بيوشيمايي و آماري كاملاً اثرات تشديد پاسخ ها را در بكارگيري ادجوانت بهمراه اجزاء متفاوت كيست هيداتيد ثابت نمود و نتايج آن گوياي ايجاد اثرات ايمن سازي با قدرت بالاتر و بادوام بيشتر پس از تجويز ماده ادجوانت است
ظهور و گسترش پاتوژن های مقاوم یک اثر جانبی اجتناب ناپذیر مصرف آنتی بیوتیک ها ست. اغلب مطالعات نشان داده اند که استفاده از آنتی بیوتیک ها نه تنها سطح مقاومت باکتری های پاتوژن را افزایش می دهد بلکه مقاومت باکتری های همزیست غیر پاتوژن نیز افزایش می یابد. باکتری های همزیست به صورت یک مخزن از ژن های قابل تبدیل به مقاوم، پتانسیل پاتوژن شدن را دارا می باشند. به نظر می رسد سطح مقاومت در باکتری های همزیست غیر پاتوژن نشانگر مناسبی از میزان مصرف آنتی بیوتیک هاست و می تواند پیش آگهی از مشکلات آینده در درمان باکتری های پاتوژن نیز باشد. باکتری های غیرپاتوژن مقاوم در حیوانات مولد غذا ممکن است گوشت و فرآورده های گوشتی را آلوده نموده و از این طریق به دستگاه گوارش انسان راه یابند. کنترل دقیق بروز مقاومت در باکتری های اندیکاتور (از قبیل اشرشیاکولی مدفوع و انتروکوک ها در جمعیت های مختلف انسانی و دامی) جلوگیری از شیوع مقاومت و انتقال باکتری های مقاوم یا ژن های مقاوم از دام به انسان یا بالعکس را تسهیل می نماید.در کشورهایی که از آووپارسین( یک آنتی بیوتیک گلیکوپپتیدی مشابه ونکومایسین) به عنوان محرک رشد دام استفاده می کنند، مقاومت به ونکومایسین در انتروکوک های روده ای، نه تنها در حیوانات مصرف کننده این دارو بلکه در جمعیت انسانی این کشورها نیز شایع است. ژن های مقاومت در برابر آنتی بیوتیک هایی مانند آپروسین و نورسوتریسین که در دام ها مصرف شده یا می شوند، نه تنها در باکتری های دامی بلکه در فلور همزیست انسانی، پاتوژن های مشترک مانند سالمونلا و در پاتوژن های اختصاصی انسان مانند شیگلا نیز یافت می شوند. این امر نشان دهنده اینست که ژن های مقاوم از دام به انسان انتقال می یابند. چنانچه از زمان ممنوعیت مصرف آووپارسین در دام ها توسط EU؛ کاهش قابل توجهی در شیوع انتروکوک های مقاوم به ونکومایسین در گوشت، فرآورده های گوشتی و همچنین در جمعیت انسانی روی داده است. این مسئله تائیدکننده اثر استفاده از آنتی بیوتیک ها در حیوانات مولد غذا بر گسترش مقاومت باکتریایی و انتقال این مقاومت از طریق چرخه غذایی به انسان هاست. جهت تامین بهداشت عمومی، انتقال و گسترش باکتری های مقاوم از دام به انسان بایستی تحت کنترل قرار گیرد. این مهم تنها با کاستن از مصرف آنتی بیوتیک ها در دام ها محقق می گردد
بند یا دراکولا نامی است که در چندین سال اخیر در گیلان و مازندران به یک نوع حشرهٔ سمّی از خانوادهٔ سوسکها داده شدهاست. این حشره در مناطق گرم و مرطوب سراسر جهان پراکندگی دارد و نام علمی آن Paederus است. در گیلان دراکولا و در مازندران به این حشره بند گفته میشود و به درماتیت حاصل از آن «بند زدن» میگویند.
این حشره برخلاف تصور بیشتر مردم نیش نمیزند؛ بلکه فقط له کردن یا فشار اوردن به حشره روی پوست ایجاد ضایعه میکند. بر اثر له شدن این حشره ماده فعالی که در همولنف آنها به طور طبیعی وجود دارد سطح پوست را آغشته میکند و موجب بروز اپیدرمولیز میشود. این ماده پدرین نام دارد که با شستشو در همان لحظه هیچ ضایعهای به وجود نمیآید.
شکل ظاهری دراکولا باریک و کشیده است که آن را قادر به پرواز و حرکت سریع میسازد. جثهاش کمی بزرگتر از مورچههای قرمز است و به دلیل سم موجود در بدن این حشره به نام پدرین (pederin)، حتی پرندگان نیز از خوردن آن خودداری میکنند. این حشره نیش نمیزند بلکه در صورت له شدن، مایعات بدنی آن (همولنف) باعث ایجاد واکنش پوستی میشوند. دراکولا در آغاز صبح و نزدیک غروب تمایل بیشتری به آسیب رساندن به طعمههای خود دارد. پدروس از حشرات کوچکتر و بندانگشتی ها تغذیه میکند. این حشرات از نور آفتاب گریزان هستند و به نورهای مصنوعی مانند فلورسنت تمایل دارند.
گونههایی از این حشره که در آفریقا ایجاد بیماری مگس نایروبی (Nairobi fly) را میکنند، گونههای P. crebinpunctatis و P. sabaeus هستند، در صورتی که گونهٔ ایجاد کننده بیماری در ایران بیشتر Paederus fuscipes است.
ریختشناسی
پدروسها که به آنها دراکولا و بللوس و پشه پیاز
نیز گفته میشود حشراتی از خانواده استافیلینیده از راسته قاب بالان هستند. جنس پدروس دارای ۶۲۲ گونه با پراکندگی جهانی است
و بدنی باریک و کشیده به رنگ سیاه یا نارنجی دارد. از ویژگیهای مشخص این جنس
کوتاه بودن بالپوشهای آنهاست به طوری که تنها چند بند اول شکم را میپوشاند و
بدین لحاظ پنج بند انتهایی شکم قابل رؤیت باقی میماند. جفت بالهای عقبی غشایی و
توسعهیافته است و در امر پرواز به کار میرود. رنگ بالپوشها آبی یا سبز متالیک
است.
تهيه و تنظيم: فرهاد حسيني قندي: دانشجوي كارشناسي علوم
آزمايشگاهي دانشگاه آزاد واحد بابل
ادامه مطلب
مالاریا در انسان براساس 4 نوع پلاسمودیوم پدید میاید . گونه های مشابه این انگل ها در پستاندارانی چون میمون نیز یافت شده است .بعضی از گونه های پلاسمودیوم یا انسان را آلوده نمی کنند یا بصورت تجربی وتصادفی انسان را آلوده می کنند برای مثال میتوان انسان را به صورت تجربی با (p.cynomology)میمون های خاوردور را آلوده می کند آلوده نمود اتفاقی که در شرایط طبیعی نادر است.گونه های انسانی معمولا نمی تواند گونه حیوانی را آلوده کند.اما بصورت تجربی میتوان به پلاسمودیوم plasmodium)) آلوده کرد.
انگل انسانی مالاریا از تغییر شکل انگل میمونی گرفته شده است که براساس آزمایش های سرولوژی این امر آشکارشده است.
(در انسان): پلاسمودیوم اووالP.ovale) )،پلاسمودیوم ویواکسP.vivax))،پلاسمودیوم مالاریه P.malariae))
( درمیمون): پلاسمودیوم اینوئی، پلاسمودیوم ریچنوی، پلاسمودیوم سینومولژی
(در پرندگان): هموپروتئوس کلمبه که پلاسمودیوم پرندگان است فقط اشکال گامتوسیت (شبیه به گوشی تلفن ) دیده می شود که تقریبا شبیه به پلاسمودیوم فالسی پاروم می باشد.می توان گفت پلاسمودیوم فالسی پاروم مشابه بین انسان و میمون هنوز یافت نشده .و در دست تحقیق می باشد.]
پلاسمودیوم های پستانداران عالی مانند انسان ومیمون های عالی مانند پریمات ها باتوجه به دوره شیزوگونی به 3 گروه تقسیم می شوند:
1/ گروه کواتیدین که دوره شیزوگونی در آنها 24 ساعت است
آ) فقط یک گونه در این گروه قرار دارد به نام (نولزیP.NOWELESI ) که در میمون های به نام ماکاکاایروس در خاور دور دیده می شود .
ب) پلاسمودیوم ناولزی به صورت تجربی به انسان قابل انتقال است ودر گذشته درمان سیفلیس بکار می رفته.
پ) فرد مبتلا به ناولزی هر روز تب می کند و در گسترش تهیه شده از بیمار تعداد شیزونت و رینگ زیاد است .
2/ گروه ترتین با دوره شیزوگونی سه - یک شامل 3 گونه انسانی و 4 گونه در میمون است :
آ)گونه انسانی که شامل ویواکس – اوواله – فالسی پاروم
ب)یک گونه انگل میمونی به نام پلاسمودیوم سینومولژی در میمون های ماکاکا در خاور دور وجود دارد. در گذشته از این انگل برای درمان سیفلیس استفاده می شده .
پ)پلاسمودیوم دیگری میمونی از گروه ترتین به نام ریچنووی است.
ت)پلاسمودیوم میمونی دیگر به نام پلاسمودیوم فیلدی نام برد.
د)انگل مالاریای دیگری که میمونی است با شیزوگونی 48 ساعته است به نام کواتنئی می باشد.
3/ گروه کوارتن با شیزوگونی چهار – یک یا 72 ساعته می باشد.
آ)تنها گونه انسانی در انسان در این گروه است پلاسمودیوم مالاریه البته در میمون نیز آلودگی ایجاد می کند .
ب)گونه های دیگر این گروه در میمون وشامپانزه یافت می شود و شامل پلاسمودیوم برازیلینوم و قابل انتقال به انسان است هم سفید پوستان وهم سیاه پوستان را آلوده می کند ولی سینومولژی فقط سفید پوستان را آلوده می کند.
پ)گونه های دیگر شامپانزه که در گروه کوارتن قرار دارد پلاسمودیوم اینوئی در میمون آسیای است.
تهيه و تنظيم: پردیس مختاری عضوباشگاه پژوهشگران جوان دانشگاه آزاد واحد بابل
